عطا ملك جوينى

702

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

قلاع ركن الدّين را كه با قرن الثّور سرو مىسائيد « 1 » و از غايت رفعت كمر آن با جوزا دست در كمر مىزد « 2 » و با ايوان كيوان مسامات « 3 » مىنمود به مردانى كه در نقار و جدال اختران قاطع‌اند ، آفتاب اگر به مقارنهء ايشان گرايد چون ماه شب‌روى آغاز كند و بهرام اگر در مقابلهء تير آن طايفه آيد چون زهره مشترى سلامت شود پست كند و پشت ايشان را كه از روى غفلت به كوه بازداشتند « 4 » شكسته گرداند ؛ اوج جلال او را حضيض مذلّت و درجهء شرف « 5 » را حدّ هبوط « 6 » كند و خانهء موروث او را كه از غرّت عزّت خود در آن مىدانست يعنى ميمون‌دز را و بال « 7 » او سازد . به تلقين بخت و اقبال در منتصف شوّال سنهء اربع و خمسين و ستّمائة « 8 » ايلچيان را به امرا و نوينان كه بر دور قلاع از دور مانند كمر بر ميان زنبور ايستاده بودند « 9 » روان فرمود تا هركس از مركز خود بر محاذات « 10 » در حركت آيد . و سقنجاق نوين 15 - و تمغا را با لشكرى از ابناى ترك ترك خواب و قرار گرفته و برگ از شمشير آبدار ساخته بر سبيل يزك در مقدّمه بفرستاد . و بر عقب ايشان پادشاه مبارك قدم و رأى و شهنشاه مؤيّد به تأييد خداى در جنبش آمد با لشكرى آراسته كه از كثرت آن يأجوج و مأجوج « 11 » در موج آن ناچيز مىشد . جناحين آن مشحون به جوانان جنگجويان كه در شبان تيره بگزارد سنان نيزه سماك « 12 » را لقمهء سمك دريا سازند و سرطان را سمك اسد سما كنند « 13 » : القائلين اذا هم بالقنا خرجوا * من غمرة الموت فى حوماتها عودوا « 14 »

--> ( 1 ) - . . . با قرن الثّور سرو مىسائيد : يعنى [ قلعه‌هاى ركن الدين ] از بلندى شاخ بر شاخ برج گاو مىسائيد ( سرو به معنى شاخ است ) . ( 2 ) - معنى جمله : [ قلعه‌هاى ركن الدين ] از غايت بلندى كمر آن دست در كمربند برج جوزا مىانداخت . ( 3 ) - مسامات : نبرد كردن در بزرگى . ( 4 ) - يعنى از روى غفلت به كوه پشت داده يا كنايتا به آن دلگرم بودند . ( 5 و 6 و 7 ) - شرف و هبوط و و بال : از اصطلاحات نجوم و به حالات سيارات گفته مىشود . ( 8 ) - سال 654 . ( 9 ) - معنى جمله : يعنى مانند كمربندى كه در ميانهء بدن زنبور وجود دارد ، دور قلعه را گرفته و محاصره كرده بودند . ( 10 ) - محاذات : مقابل ، روبرو . ( 11 ) - يأجوج و مأجوج : نام دو قبيله كه ذو القرنين برايشان سدّ بست . بعضى گويند از فرزندان يافث بن نوح بوده‌اند . در قرآن از آن‌ها ذكر شده است ( 18 / 93 ) . ( 12 ) - سماك : نام ستاره‌اى . ( 13 ) - معنى جمله : سرطان را طعمهء [ برج ] شير در آسمان مىكنند . ( 14 ) - القائلين . . . جنگجويان هرگاه با نيزه از ميان مرگ خارج شوند ، سخنشان اين است كه به وسط ميدان بازگرديد ( شعر از عمرو القنا ، از شعراى خوارج ) .